اسامی ترکی آذری همراه با معنی اسم

تالاری جهت آشنایی بافرهنگ آذربایجان

آشنایی با استانهای ترک نشین
ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٧/٦/۱۱  

 آذربایجان


آشنایی با استان آذربایجان غربی
استان آذربایجان غربی

مرکـــــز : ارومیه
موقعیت : شمال غرب ایران

مجاورت : شمال و شمال شرق: جمهوری آذربایجان و ارمنستان، غرب: کشورهای ترکیه و عراق
جنوب: استان کردستان و شرق: استان های آذربایجان شرقی و زنجان
آب و هوا: از مناطق کوهستانی کشور با توپوگرافی متنوع و گسترده، عمدتاً تحت تأثیر جریان هوای مرطوب اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه
در برخی از ماههای زمستان، بدلیل نفوذ توده هوای سرد از اطراف شمال، کاهش قابل توجه دما
وسعــــت: 43660 کیلومتر مربع (با احتساب دریاچه ارومیه) - 65/2 درصد از مساحت کل کشور
جمعـیــت: طبق سرشماری 1375 ه خ 2496320 نفر
تقسیمات: 14 شهرستان، 26 بخش، 103 دهستان و 3227 آبادی
شهرستانها: ارومیه، اشنویه، بوکان، پیرانشهر، تکاب، خوی، چالدران، سردشت، سلماس، شاهین‌دژ، ماکو، مهاباد، میاندوآب، نقده

مکان های دیدنی و تاریخی

استان آذربایجان غربی از نظر طبیعی و تاریخی از مناطق برجسته ایران است. وضعیت اقلیمی، زمین شناسی و توپوگرافی استان باعث ایجاد عارضه های طبیعی بسیاری در آن شده است که برخی از آن ها دارای ویژگی های منحصر به فردی هستند. برخی از جاذبه های طبیعی این استان عبارتند از: دریاچه ارومیه که شورترین و بزرگ ترین دریاچه داخلی ایران و بزرگ ترین آبگیر دایمی آسیای باختری است، جزایر داخلی دریاچه ارومیه که زیستگاه نادرترین پرندگان هستند، پارک ملی دریاچه ارومیه که یکی از 59 منطقه ذخایر طبیعی جهان و دارای لوح مخصوص پارک ها است، مناطق حفاظت شده حیات وحش و چشمه های متعدد آب گرم که بیش تر خاصیت درمانی دارند، تالاب ها، رودخانه ها، آبشارها و غارهای مختلف از جمله غار معروف کرفتو.
پیشینه تاریخی و سابقه کهن فرهنگی استان؛ سبب وجود جاذبه های تاریخی, جاذبه های اجتماعی و فرهنگی بسیاری در منطقه شده است. مکان های تاریخی و مذهبی موجود در استان؛ گویای بخشی از تاریخ مذهبی این منطقه است. مسجد جامع ارومیه از مسجدهای قدیمی استان به شمار می آید. کلیساهای قدیمی زیادی نیز در سطح استان وجود دارند که از جاذبه های دیدنی آن به شمار می آیند. کلیسای مارقویا یکی از قدیمی ترین ابنیه مذهبی است و منسوب به حضرت قوما یکی از دوازده حواریون مسیح است. کلیسای قدیمی ماریوخنه و آتشکده آذرگشسب به همراه بازارهای قدیمی با سبک معماری خاص، تپه های باستانی که قدمت برخی از آن ها به هزاره های پیش از میلاد می رسد، شهرها و دهستان های تاریخی و قدیمی مانند تپه های باستانی روستای حسنلو، قلعه های تاریخی، پل های قدیمی، گورستان ها و قبور شعرا، عرفا و سیاست مداران که جزو مناطق دیدنی استان به شمار می آیند به همراه زندگی ایلی جذاب با صنایع دستی کم نظیر، در مجموع گویای توان بالای توریستی منطقه آذربایجان غربی هستند.

صنایع و معادن

صنایع استان آذربایجان غربی در زمینه های مواد معدنی و مواد اولیه موجود دراستان بر پا شده اند. معادن این استان شامل معادن مصالح و سنگ های ساختمانی، گرانیت، ‌تراورتن، نمک آبی، نمک سنگی، میکا، زرنیخ، تالک، خاک نسوز و پوکه معدنی است که هم اکنون بهره برداری می شوند. هم چنین ذخایری از مواد معدنی سرب, روی, طلا در تکاب، ذغال سنگ در میاندوآب و خاک نسوز در بوکان کشف شده و آماده بهره برداری می شوند. هم چنین اقداماتی جهت شناسایی معادن سیلیس و مواد معدنی فلزی و غیر فلزی در استان صورت گرفته است.
استان آذربایجان غربی یکی از کانون های مهم صنایع دستی ایران است. دراین استان انواع فرش، گلیم، ‌‌پارچه های دستی و صنایع چوبی تزیینی تولید می شود و علاوه بر آن کارگاه های صابون سازی، شمع سازی و چاقوسازی نیز درسطح استان به کار مشغولند. از میان محصولات یاد شده, بافته های دستی و صنایع چوبی مانند انواع مجسمه های حیوانات‌، انواع وسایل بازی شطرنج، تخته نرد، جعبه و میز آرایش بانوان و انواع نقاشی روی چرم دارای معروفیت ملی است.

کشاورزی و دام داری

استان آذربایجان غربی یکی از مناطق مستعد کشاورزی در ایران است. با وجود این که این استان تنها 6/2 درصد مساحت ایران را در بر می گیرد، اما اراضی آن بیش از 6 درصد کل اراضی مزروعی کشور را شامل می شود. ویژه گی ها و خصوصیات طبیعی واقلیمی استان بر توان بالقوه کشاورزی منطقه افزوده است. گندم و جو و محصولات باغی چون سیب و انگور از جمله مهم ترین تولیدات کشاورزی استان آذربایجان غربی است.
وجود ایلات و عشایر که تامین معیشت آن ها در درجه اول از طریق دام داری و در درجه دوم با کشاورزی انجام می گیرد؛ در رونق دام داری استان تأثیر به سزایی داشته است. استان آذربایجان غربی با توجه به وجود مراتع نسبتا خوب خود توانسته نقش مهمی را در دام داری کشور ایفا نماید. دام داری در این منطقه به صورت صنعتی و سنتی رواج دارد و امروزه گرایش به سمت واحد های صنعتی در این استان افزایش چشم گیری داشته است. این استان در زمینه پرورش طیور نیز دارای نقش فعالی است که این فعالیت نیز به صورت صنعتی و سنتی رواج دارد. هم چنین بیش از 250000 کندوی زنبور عسل که نزدیک به چهار پنجم آن ها مدرن هستند در سطح استان آذربایجان غربی به تولید عسل مشغولند. استان آذربایجان غربی در زمینه پرورش ماهی نیز فعال است و واحدهای متعدد استخر پرورش ماهی دراستان وجود دارد که به پرورش ماهیان گرم آبی و ماهیان سرد آبی اختصاص یافته اند. علاوه بر پرورش ماهی, صید ماهی نیز از سدهای ارس، مهاباد و سایر سدها، رودخانه ها و آبگیرهای طبیعی استان صورت می گیرد.

وجه تسمیه و پیشینه تاریخی

سرنوشت تاریخی آذربایجان شرقی و غربی و وجه تسمیه نام آن ها بسیارشبیه هم است. آذربایجان را با توجه به پیشینه تاریخی کهن اش، در زبان های مختلف به نام های گوناگون کمابیش مشابهی نامیده اند. در فارسی میانه «آتورپاتکان»‌، در آثار کهن فارسی«آذربادگان»‌ یا «‌آذربایگان»، و در فارسی کنونی «آذربایجان» نامیده شده است. هم چنین در یونانی «آتروپاتنه»‌، در بیزانسی «آذربیگانون»، در ارمنی «آتراپاتاکان»، در سریانی «آذربایغان»‌ و در عربی «آذربیجان»‌ گفته اند. تاریخ باستانی آذربایجان با تاریخ قوم «ماد» درآمیخته است. قوم ماد پس از مهاجرت به ایران آرام آرام قسمت های غربی ایران از جمله آذربایجان را تصرف کرد. مقارن این ایام دولت هایی در اطراف آذربایجان وجود داشت که از آن جمله می توان به دولت «آشور» در شمال بین النهرین، دولت «هیئتی» در آسیای صغیر، دولت «اورارتو» در نواحی شمال و شمال غرب، اقوام «کادوسی» در شرق و «کاسی» ها در حوالی کوه های زاگرس اشاره کرد.
بعد از تاسیس دولت ماد، آذربایجان به ماد کوچک (درمقابل ماد بزرگ) ‌معروف شد و مشتمل بر شهرهای قدیمی همدان، ری، ‌اصفهان و کرمانشاه بود. به عبارت دیگر ولایاتی که در قرون اولیه اسلامی به ناحیه‌ جبال و بعدها به عراق عجم معروف بودند را در بر می گرفت. بعد از حمله اسکندر مقدونی به ایران، ‌سرداری به نام «آتورپات» در آذربایگان از اشغال آن توسط یونانیان ممانعت به عمل آورد. از آن به بعد این سرزمین به نام آتورپاتکان معروف شد. آتورپات به پادشاهی رسید و آن ناحیه را مستقل اعلام نمود. در طول دوره‌ حکومت سلوکی ها، ناحیه آتورپاتکان هم چنان مستقل ماند و یونانیان و جانشینان اسکندر نتوانستند آداب و رسوم و تمدن یونانی را در آن محل اشاعه دهند. آذربایجان در این زمان پناهگاه زردشتیان و تکیه گاه فرهنگ ایرانی در مقابل فرهنگ یونانی شد. حکومت جانشینان آتورپات در آذربایجان در زمان اشکانیان نیز ادامه یافت و این منطقه توانست کماکان استقلال خود را حفظ کند.
اردشیر بابکان - مؤسس سلسله ساسانی – با استیلا برحکم رانان آذربایجان این منطقه را در زمره امپراتوری بزرگ ساسانی در آورد. در دوره ساسانی معمولاً‌ یکی از مرزبانان را به حکومت آذربایجان می گماردند. در اواخر آن دوره حکومت آذربایجان در دست خاندان «فرخ هرمزد»‌ بوده پایتخت آن « شیز»‌ یا «‌گنزب»‌ نام داشت که مطابق با ویرانه های لیلان در جنوب شرقی دریاچه ارومیه گزارش شده است.
پس از فتح آذربایجان به دست اعراب، قبایل عرب از بصره، کوفه، شام و یمن برای سکونت به آن جا روی آورده با خرید زمین های وسیع، ‌‌کشاورزی را گسترش داده و افراد بومی را رعیت خود ساختند. امرای عرب برای حفظ زمین ها و احتمالاً‌ رعایای مسلمان خود، از حملات دیگر مردم آذربایجان که به اسلام نگرویده بودند، باروهایی در اطراف املاک وسیع خود می کشیدند که به تدریج داخل این باروها به صورت شهرهای نسبتاً‌ مهم درآمد.
در سال ۱٩٨ هـجری - قمری بابک خرم دین با استفاده از ضعف خلافت مرکزی مأمون - خلیفه عباسی که درخراسان به سر می برد - قیام کرده قسمت های مهمی از شمال شرقی آذربایجان را دراختیار گرفت. از این پس، از ‌سلطه دستگاه خلافت برآذربایجان تا حد زیادی کاسته شد. بقایای قلعه بابک بر بلندای کوهی در نزدیکی کلیبر واقع در آذربایجان شرقی هنوز باقی است.
سلسله های ایرانی بعد از اسلام مانند طاهریان، صفاریان، سامانیان و غزنویان که از شرق ایران برخاسته حکومت های مستقلی تشکیل دادند، هیچ گاه نتوانستند قلمرو خود را به آذربایجان برسانند. دراین مدت که از سال 205 هجری قمری (تأسیس سلسله طاهریان)‌ شروع و تا سال 429 هـ‌ ق (‌آ‎غاز حکومت سلجوقیان)‌ ادامه می یابد، حکومت های محلی متعددی قدرت را در آذربایجان به دست گرفتند. آخرین حکام مقتدر این ایالت، ‌ساجیان (317 ـ 276 هـ‌. ق) بودند که آن ها نیز عاقبت بر ضد خلفا قیام کردند. پس از سقوط ساجیان، سلسله های محلی دیگری در آذربایجان به قدرت رسیدند که از آن جمله می توان از روادیان نام برد. در دوران حکومت ساجیان ‌(بنی ساج) ‌و حکومت بعد از آن حکم رانان قسمت شمالی رود ارس به حکام آذربایجان خراج می دادند که از معروف ترین آنها شیروان شاهای، ‌خداوندان شکی، حکام گرجستان، روادیان و حکام ارمنستان بودند.
در آغاز قرن پنج هجری (یازدهم میلادی) ‌ترکان «غز» به فرماندهی سلجوقیان، نخست با دسته های کوچک و سپس به تعداد بیش تر، راهی آذربایجان شده آن جا را به تصرف در آوردند. در 531 هجری (1136 میلادی)‌ آذربایجان به دست«اتابک ایلدگز»‌ (‌الدگوز) افتاد که تاحمله کم دوام جلال الدین خوارزم شاه (31 ـ ‌1225 م، 28 ـ ‌622 هـ‌. ق) ‌وی و اولادش بر آذربایجان حکومت کردند. با حمله مغولان و ورودهلاکوخان ایلخان (1256 م، ‌654 هـ. ق)‌، ‌آذربایجان مرکز شاهنشاهی بزرگ وی شد که از آموی تا شام امتداد داشت. با ضعف ایل خانان مغول، امرای مستقلی در آذربایجان قدرت یافتند که از آن جمله می توان به جلایریان، ‌چوپانیان و ترکمانان اشاره کرد.
پس از تصرف آذربایجان به دست شاه اسماعیل اول صفوی (‌1502 م، ‌907هـ. ق)‌ این سرزمین سنگر گاه اصلی و مرکز عمده‌ گرد آوری قوای نظامی برای شاهان صفوی شد. در زمان صفویه آذربایجان محل جنگ های خونین میان سپاهیان ایران وعثمانی بود. پس ازسقوط دولت صفویه، نادر شاه افشار با کوتاه کردن دست عثمانیان از آذربایجان و یک پارچه کردن ایران، در دشت مغان رسماً تاجگذاری کرد. کریم خان زند در سال 1175 هجری (1755 میلادی)‌ آذربایجان را از دست خان های محلی که پس از مرگ نادر شاه قیام کرده بودند، باز پس گرفت. اما پس از مرگ او بار دیگر خوانین محلی سر برآوردند، تا این که آغا محمد خان قاجار در سال 1205 هجری(1785 میلادی) ‌موفق شد که آذربایجان را مطیع حکومت مرکزی کند. این منطقه که هم اکنون یکی از مناطق آباد و پررونق جمهوری اسلامی ایران است در سال 1316 به صورت استان مستقل درآمد که در برگیرنده شهرها, دهستان ها و روستاهای بسیاری است.

مشخصات جغرافیایی

آذربایجان غربی از نظر جغرافیایی بین 35 درجه 58 دقیقه تا 39 درجه و 47 دقیقه پهنای شمالی و 44 درجه و 2 دقیقه تا 47 درجه و 23 دقیقه درازای خاوری قرار گرفته است. آذربایجان غربی در شمال باختری ایران قرار داشته و از شمال به کشورهای جمهوری خود مختار نخجوان و ارمنستان، از باختر به کشورهای ترکیه و عراق، از جنوب به استان کردستان و از خاور به استان های آذربایجان شرقی و زنجان محدود می شود. طول مرز آبی و خاکی این استان با کشورهای همسایه، مجموعا 823 کیلومتر است. این استان از طرف شمال نزدیک به 135 کیلومتر، مرز آبی رودخانه ارس با نخجوان و ارمنستان و از طرف شمال و باختر نزدیک به 488 کیلومتر مرز خاکی با کشور ترکیه دارد. هم چنین از طرف باختر نزدیک به 200 کیلومتر مرز خاکی با کشور عراق دارد.
رود ارس مرز ایران و جمهوری های نخجوان و ارمنستان را در آذربایجان غربی در بر می گیرد که از محل تلاقی قره سو به ارس، شروع و در محل به هم پیوستن آق چای به ارس خاتمه می پذیرد. بخشی از این مرز طبیعی را دریاچه ارس - که در پشت سد ایجاد شده- و بخش دیگر را قزل قشلاق از طرف جمهوری نخجوان تشکیل می دهد.
استان آذربایجان غربی طولانی ترین مرز داخلی را با استان آذربایجان شرقی دارد. این مرز از پیوستن رود آق چای به ارس در باختر جلفا شروع شده، پس از عبور از خاور رود مزبور و قطع راه مرز به بازرگان و ناحیه ولدیان خوی و راه آهن ایران - ترکیه، دریاچه ارومیه را که مرز طبیعی دو استان است، در جهت شمال باختری به جنوب خاوری پشت سر گذاشته، در جنوب دریاچه، این امتداد در جهت جنوب خاوری مسیر زرینه رود «جغتو» از میان مراغه و میاندوآب، چاراویماق هشترود و صایین قلعه و تکاب عبور نموده و در مرز زنجان خاتمه می یابد. مرز آذربایجان غربی و کردستان جهت باختری - خاوری داشته و از دره رود کلوی زاب کوچک شروع شده و پس ازعبور از میان نواحی سردشت، بانه، بوکان، سقز و قطع شاخه های سیمینه رود و دریاچه زرینه رود و عبور از جنوب تکاب در چهار طاق در نقطه اتصال سه استان زنجان، کردستان و آذربایجان غربی خاتمه می یابد. استان آذربایجان غربی کم ترین طول مرز را با استان زنجان دارد که از طریق منطقه تکاب به ماه نشان از استان زنجان اتصال پیدا می کند و جهت آن شمال باختری - جنوب خاوری است و بیش تر این ناحیه نیز از کوه های مرتفع پوشیده شده است.
استان آذربایجان غربی که مرکز آن شهر تاریخی ارومیه است، براساس آخرین تقسیمات کشوری دارای 14 شهرستان بوده که عبارتند از: ارومیه، اشنویه، بوکان، پیرانشهر، تکاب، چالدران (سیه چشمه)، خوی، سردشت، سلماس، شاهین دژ، ماکو، مهاباد، میاندوآب، نقده. این استان در بر گیرنده شهرستان ها, شهرها, دهستان ها و روستاهای متعددی بوده و بر اساس آخرین سرشماری سراسری سال 1375 کشور, جمعیت آن 2496080 نفر برآورد شده است.

______________________

آشنایی با استان آذربایجان شرقی
استان آذربایجان شرقی

مرکـــــز : تبریز
موقعیت : شمال غربی فلات ایران

مجاورت : شمال: کشورهای آذربایجان، ارمنستان و ایالت خودمختار نخجوان جنوب: زنجان و آذربایجان غربی
شرق: استان اردبیل غرب: آذربایجان غربی
آب و هوا: سرد و خشک
وسعــــت: 45460کیلومتر
جمعـیــت: 3,587,976 نفر
تقسیمات: 19شهرستان، 42 شهر، ۳۸ بخش، ۱۳۳ دهستان و ۳۱۴۹ آبادی
شهرستانها:اهر، بستان آباد ، بناب، تبریز، سراب، سهند، شبستر، کلیبر، مراغه، مرند، میانه، هریس، هشترود ، آذرشهر، اسکو، جلفا، ملکان، چاراویماق، ورزقان ، شرفخانه

مکان های دیدنی و تاریخی

استان آذربایجان شرقی دارای مکان های دیدنی و تاریخی با ارزش جهانگردی زیادی است. وضعیت زمین شناسی و توپوگرافی منطقه باعث ایجاد کوهستان های آتشفشانی سهند و سبلان، غارها، دره ها، دشت ها، گردنه های متعدد با چشم اندازهای زیبا و ارتفاعاتی چون کیامکی، بزغوش و… شده است. چشمه های آب معدنی رودخانه ها، آبشارها، دریاچه ها، تالاب ها، جزایر، بنادر و سدها در شهرستان های مختلف استان از جمله جاذبه های طبیعی به شمار می آیند. سابقه کهن فرهنگی و تاریخی استان باعث ایجاد اماکن تاریخی و فرهنگی بسیاری در منطقه شده است. مسجد کبود یکی از مسجدهای قدیمی استان است که همه آن ها از مکان های تاریخی و دیدنی به شمار می روند. دیگر بناهای دیدنی استان عبارتند از: ساختمان امام زاده ها، کلیساها، بقعه ها، خانقاه ها، خانه ها، عمارت های قدیمی مانند عمارت ائل گلی، خانه مشروطیت، بازارها، راسته ها، تیمچه ها که اغلب در سفرنامه سیاحان از آن ها نام برده شده است، تپه های باستانی که قدمت برخی از آن ها به هزاره های پیش از میلاد می رسد، شهرها و دهستان های تاریخی و قدیمی مانند روستای کندوان، قلعه های تاریخی مانند قلعه بابک، پل های تاریخی، گورستان های قدیمی، قبور شعرا، عرفا و سیاست مداران که تمامی آن ها جزو مناطق دیدنی استان به شمارمی آیند. این جاذبه های طبیعی و تاریخی در تمام شهرستان ها ی استان آذربایجان شرقی پراکنده هستند و مجموع آن ها جذابیت خاصی به این استان بخشیده است.

صنایع و معادن

صنایع استان آذربایجان شرقی به دو دسته صنعتی و سنتی تقسیم می شود. این استان به لحاظ ساختار اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، یکی از کانون های مهم صنایع دستی ایران به شمار می آید. آذربایجان شرقی یکی از قطب های مهم صنعتی کشوراست و استقرار صنایع بزرگی چون ماشین سازی و تراکتور سازی سبب شده است که این کانون مهم از اهمیت ویژه ای برخوردار شود. تعداد زیادی کارخانه های ماشین سازی در انواع مختلف، پارچه بافی, نساجی و وجود پالایش گاه تبریز به رونق صنایع این منطقه کمک شایانی کرده اند. درمناطق شهری استان؛ با وجود توسعه صنعتی، بخش خدمات نسبت به سایر بخش ها از رونق بیش تری برخوردار است و در مناطق روستایی استان؛ وجه غالب با بخش کشاورزی و صنایع دستی است. آذربایجان شرقی هم چنین دارای معادن متعددی است که از آن جمله می توان به معادن شن و ماسه، سنگ های ساختمانی و تزیینی، نمک، خاک نسوز، پوکه، کائولن، زعال سنگ، دیاتومیت و پولیت اشاره کرد.

کشاورزی و دام داری

شرایط آب و هوایی، ویژه گی های خاک و فراوانی آب آذربایجان شرقی را به منطقه ای مناسب و مستعد برای کشاورزی و زراعت تبدیل کرده است. در این سرزمین وسیع، محصولاتی نظیر گندم، جو، برنج، حبوبات، سبزی جات، صیفی جات، نباتات صنعتی، محصولات علوفه ای، انواع محصولات باغی، پیاز، سیب زمینی و خشک بار به دست می آید که برخی از آن ها به خارج از منطقه و کشور نیز صادر می شود. شرایط طبیعی و اقلیمی خاص استان و وجود مراتع نسبتا غنی و چمن زارهای سرسبز و خرم، موقعیت مناسبی برای پرورش زنبور عسل و دام پروری فراهم کرده است. از این رو، این استان یکی از مناطق مستعد دام پروری ایران نیز به شمار می رود. از سوی دیگر، فعالیت دام داری عشایر منطقه نیز اهمیت و موقعیت اقتصاد دامی استان را دو چندان ساخته است. علاوه بر دام داری سنتی، دام داری نیمه صنعتی نیز که بیش تر در اطراف شهرهای بزرگ، با استفاده از دام های اصیل دایر شده، از اهمیت خاص در زمینه تولید شیر برخوردار است. پرورش طیور نیز به شکل گسترده ای به سه روش صنعتی، نیمه صنعتی و سنتی انجام می شود.

وجه تسمیه و پیشینه تاریخی

آذربایجان را با توجه به پیشینه تاریخی کهن اش، در زبان های مختلف به نام های گوناگون کمابیش مشابهی نامیده اند. درفارسی میانه «آتورپاتکان»‌، در آثار کهن فارسی «‌آذربادگان»‌ یا «‌آذربایگان»، و در فارسی کنونی «آذربایجان» نامیده شده است. هم چنین در یونانی «آتروپاتنه»‌، در بیزانسی «آذربیگانون»، در ارمنی «آتراپاتاکان»، در سریانی «آذربایغان»‌ و در عربی «آذربیجان»‌ گفته اند. تاریخ باستانی آذربایجان با تاریخ قوم «ماد» درآمیخته است. قوم ماد پس از مهاجرت به ایران آرام آرام قسمت های غربی ایران از جمله آذربایجان را تصرف کرد. مقارن این ایام دولت هایی در اطراف آذربایجان وجود داشت که از آن جمله می توان به دولت «آشور» در شمال بین النهرین، دولت «هیئتی» در آسیای صغیر، دولت «اورارتو» در نواحی شمال و شمال غرب، اقوام «کادوسی» در شرق و «کاسی» ها در حوالی کوه های زاگرس اشاره کرد. بعد از تاسیس دولت ماد، آذربایجان به ماد کوچک (درمقابل ماد بزرگ) ‌معروف شد و مشتمل بر شهرهای قدیمی همدان، ری، ‌اصفهان و کرمانشاه بود. به عبارت دیگر ولایاتی که در قرون اولیه اسلامی به ناحیه‌ جبال و بعدها به عراق عجم معروف بودند را در بر می گرفت. بعد از حمله اسکندر مقدونی به ایران، ‌سرداری به نام «آتورپات» در آذربایگان از اشغال آن توسط یونانیان ممانعت به عمل آورد. از آن به بعد این سرزمین به نام آتورپاتکان معروف شد. آتورپات به پادشاهی رسید و آن ناحیه را مستقل اعلام نمود.
در طول دوره‌ حکومت سلوکی ها، ناحیه آتورپاتکان هم چنان مستقل ماند و یونانیان و جانشینان اسکندر نتوانستند آداب و رسوم و تمدن یونانی را در آن محل اشاعه دهند. آذربایجان در این زمان پناهگاه زردشتیان و تکیه گاه فرهنگ ایرانی در مقابل فرهنگ یونانی شد. حکومت جانشینان آتورپات در آذربایجان در زمان اشکانیان نیز ادامه یافت و این منطقه توانست کماکان استقلال خود را حفظ کند. اردشیر بابکان - مؤسس سلسله ساسانی - با استیلا برحکم رانان آذربایجان این منطقه را در زمره امپراتوری بزرگ ساسانی در آورد. در دوره ساسانی معمولاً‌ یکی از مرزبانان را به حکومت آذربایجان می گماردند. در اواخر آن دوره حکومت آذربایجان در دست خاندان «فرخ هرمزد»‌ بوده پایتخت آن «شیز»‌ یا «‌گنزب»‌ نام داشت که مطابق با ویرانه های لیلان در جنوب خاوری دریاچه ارومیه گزارش شده است.
پس از فتح آذربایجان به دست اعراب، قبایل عرب از بصره، کوفه، شام و یمن برای سکونت به آنجا روی آورده با خرید زمین های وسیع، ‌‌کشاورزی را گسترش داده و افراد بومی را رعیت خود ساختند. امرای عرب برای حفظ زمین ها و احتمالاً‌ رعایای مسلمان خود، از حملات دیگر مردم آذربایجان که به اسلام نگرویده بودند، باروهایی در اطراف املاک وسیع خود می کشیدند که به تدریج داخل این باروها به صورت شهرهای نسبتاً‌ مهم درآمد. در سال ۱٩٨ هـ. ق بابک خرم دین با استفاده از ضعف خلافت مرکزی مأمون - خلیفه عباسی که درخراسان به سر می برد - ؛ قیام کرده قسمت های مهمی از شمال خاری آذربایجان را دراختیار گرفت. از این پس، از ‌سلطه دستگاه خلافت برآذربایجان تا حد زیادی کاسته شد. بقایای قلعه بابک بر بلندای کوهی در نزدیکی کلیبر واقع در این استان هنوز باقی است.
سلسله های ایرانی بعد از اسلام مانند طاهریان، صفاریان، سامانیان و غزنویان که از خاور ایران برخاسته حکومت های مستقلی تشکیل دادند، هیچ گاه نتوانستند قلمرو خود را به آذربایجان برسانند. دراین مدت که از سال 205 هجری قمری (تأسیس سلسله طاهریان)‌ شروع و تا سال 429 هـ‌ ق (‌آ‎غاز حکومت سلجوقیان)‌ ادامه می یابد، حکومت های محلی متعددی قدرت را در آذربایجان به دست گرفتند. آخرین حکام مقتدر این ایالت، ‌ساجیان(317 ـ 276 هـ‌. ق) بودند که آن ها نیز عاقبت بر ضد خلفا قیام کردند. پس از سقوط ساجیان، سلسله های محلی دیگری در آذربایجان به قدرت رسیدند که از آن جمله می توان از روادیان نام برد. در آغاز قرن پنج هجری (یازدهم میلادی) ‌ترکان «غز» به فرماندهی سلجوقیان، نخست با دسته های کوچک و سپس به تعداد بیش تر، راهی آذربایجان شده آن جا را به تصرف در آوردند. در 531 هجری (1136 میلادی)‌ آذربایجان به دست «اتابک ایلدگز»‌ (‌الدگوز) افتاد که تاحمله کم دوام جلال الدین خوارزمشاه (31 ـ ‌1225 م، 28 ـ ‌622 هـ‌. ق) ‌وی و اولادش بر آذربایجان حکومت کردند.
با حمله مغولان و ورود هلاکوخان ایلخان (1256 م، ‌654 هـ. ق)‌، ‌آذربایجان مرکز شاهنشاهی بزرگ وی شد که از آموی تا شام امتداد داشت. مقرمغولان ابتدا در مراغه بود و سپس به تبریز منتقل شد. به دستور هلاکو در مراغه رصدخانه ای ساخته شد. هم چنین در اطراف خوی، بت خانه ها و معابد بودایی بر پا شد و در تبریز و جاهای دیگر بناهایی به وجود آمد. در زمان غازان، شهر تبریز بزرگ تر شده به یکی از مراکز مهم دنیای آن روز مبدل شد. تجار روم و فرنگ کالاهای خود را به این شهر می آوردند و بازارهای تبریز در زیبایی و ثروت معروف بود. وزرای عهد مغول از قبیل خواجه رشید الدین فضل الله همدانی و تاج الدین علیشاه جیلانی بناهای مهمی در تبریز برپا کردند. با ضعف ایلخانان مغول، امرای مستقلی در آذربایجان قدرت یافتند که پایتخت شان تبریز بود (1502- 1378 م، 908 - 780 هـ. ق) و از آن جمله می توان به جلایریان، ‌چوپانیان و ترکمانان اشاره کرد.
با برافتادن حکومت خاندان ترکمانان، قره قویونلوها و آق قویونلوها بر تبریز تسلط پیدا کردند. در این زمان بناهای بسیار زیبایی در تبریز ساخته شد که وصف آن ها در سفرنامه های سیاحان اروپایی آن عصر آمده است. پس از تصرف آذربایجان به دست شاه اسماعیل اول صفوی (‌1502 م، ‌907 هـ. ق)‌ این سرزمین سنگر گاه اصلی و مرکز عمده‌ گرد آوری قوای نظامی برای شاهان صفوی شد. در زمان صفویه آذربایجان محل جنگ های خونین میان سپاهیان ایران وعثمانی بود. پس از سقوط دولت صفویه، نادر شاه افشار با کوتاه کردن دست عثمانیان از آذربایجان و یک پارچه کردن ایران، در دشت مغان رسماً تاج گذاری کرد. کریم خان زند در سال 1175 هجری (1755 میلادی)‌ آذربایجان را از دست خان های محلی که پس از مرگ نادر شاه قیام کرده بودند، باز پس گرفت اما پس از مرگ او بار دیگر خوانین محلی سر برآوردند، تا این که آغا محمد خان قاجار در سال 1205 هجری (1785 میلادی) ‌موفق شد که آذربایجان را مطیع حکومت مرکزی کند. در زمان قاجاریه و به خصوص در زمان سلطنت فتح علی شاه، آذربایجان به علت جنگ های ایران و روس مرکز نظامی و شهر تبریز نیز پایتخت دوم ایران شد. عباس میرزا نایب السلطنه و وزیر او میرزا عیسی (معروف به میرزا بزرگ قائم مقام فراهانی) در آبادانی آذربایجان و مخصوصاً تبریز کوشیدند. جهانگردان اروپایی امنیت و نظم آذربایجان را در دوره عباس میرزا با امنیت فرنگستان مقایسه کرده اند. از این پس شهر تبریز، ولیعهد نشین قاجاریان شد. پس از انتخاب تهران به عنوان پایتخت سلسله قاجار بناهای قاجار در این منطقه باقی ماند و استان آذربایجان شرقی هم چنان آبادانی و قدرت خود را حفظ نمود تا این که این استان هم اکنون نیز یکی از آبادترین, مهم ترین و تاثیرگذارترین مناطق ایران به شمار می آید.

________________

آشنایی با استان اردبیل
استان اردبیل

مرکـــــز : اردبیل

موقعیت : شمال غربی ایران

مجاورت : شمال:جمهوری آذربایجان جنوب:استان زنجان شرق: استان گیلان غرب: استان آذربایجان شرقی
آب و هوا: مطبوع و خنک این منطقه در فصول بهار و تابستان
وسعــــت: ۱۸۰۱۱ کیلومتر مربع
جمعـیــت:
تقسیمات: ۱۰ شهرستان و دارای ۱۷ شهر و ۲۱ بخش و ۶۳ دهستان
شهرستانها: اردبیل، بیله‌سوار، پارس‌آباد، خلخال، کوثر، گِرمی، مشگین‌شهر، نَمین ، نیر

مکان های دیدنی و تاریخی

استان اردبیل به لحاظ طبیعی, تاریخی, اجتماعی و فرهنگی ازمناطق پررونق و ارزشمند ایران است. وضعیت خاص زمین شناسی و توپوگرافی منطقه باعث ایجاد جاذبه های طبیعی و چشم اندازهای بسیار زیبایی شده و بر غنای طبیعی منطقه افزوده است. در بیش تر شهرستان های استان؛ آثار طبیعی و تاریخی زیادی پراکنده شده اند. کوهستان پرشکوه سبلان با قله آتشفشانی سبلان و چشمه های آب گرم و دریاچه های طبیعی کوچک ولی پرشمار، مهم ترین جاذبه طبیعی شهرستان اردبیل محسوب می شود. آبشار گورگور سبلان که در شهرستان گرمی واقع شده، گردنه ناو خلخال که از داخل جنگل های طالش به جاده رشت وآستارا متصل می ‌شود و گردنه حیران که یکی اززیباترین و بی نظیرترین چشم اندازهای طبیعی ایران است‏, در این استان واقع شده است. زندگی با صفا و دور از دنیای صنعتی عشایر شاهسون و دیگر ایل ها در دامنه های سبلان به راستی حیرت هر بازدید کننده ای را بر می انگیزد. استان اردبیل هم چنین دارای بناهای تاریخی و مکان های دیدنی زیادی است که برخی از آن ها هم چون بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی شامل بناهای متعدد‎‎ از دوره های مختلف می شود و با رفتن به یک مکان دیدنی می توان از چندین اثر تاریخی و قدیمی بازدید کرد. تپه های باستانی، حمام های قدیمی، عمارت های بزرگ، گورستان های مشاهیر و بقعه های مقدس و تاریخی از دیگر دیدنی های شهرستان اردبیل هستند که در کنار صنایع دستی و جاذبه های اجتماعی و فرهنگی منطقه جاذبه های کم نظیری را فراهم کرده اند.

صنایع و معادن

صنایع استان اردبیل در دو گروه صنایع دستی و صنایع ماشینی قابل بررسی است. صنایع دستی استان اردبیل بیش تر توسط عشایر و ساکنان شهرها و روستاهای کوچک منطقه صورت می گیرد. از مهم ترین صنایع دستی این استان می‎توان به گلیم، ‌مسند، شال بافی، بافت جوراب‎های پشمی، قلاب بافی، پشتی بافی، خورجین بافی، جاجیم، ورنی و بافته ‎های عشایری اشاره کرد. صنایع ماشینی این منطقه نیز در راستای مواد اولیه موجود در معادن استان شکل گرفته اند. توجه به ویژگی های زمین شناسی و ساختاری تنوع منابع معدنی استان اردبیل در خور توجه است. در بخش شمالی استان ، دشت مغان بخشی از حوضه هیدروکربوری گسترده ای است که از گرگان تا حاشیه جنوبی دریای خزر و شمال استان اردبیل ادامه دارد.
در قسمت جنوب شرقی استان (ماسوله ، خلخال ) در رسوبات تخریبی - کربناتی آثاری از کانی سازی سرب ، روی ، مس ، باریت …… دیده شده است. در بخش وسیعی از استان ، ولگانیسم شده سنوزوئیک و هم چنین گرانیتوئیدهای نفوذی این زمان که همراه با محلولهای هیدروترمالی و دگرسانی پیشرفته بوده سبب انباشت ذخایر فلزی مس ، سرب ، روی ، طلا شده است. نواحی مورد نظر بخشی از نوار مس دارد قفقاز - سونگون است که از طریق قوشه داغ، سیلان،مجدر،هشتجین، تامقطع طارم زنجان ادامه می یابد.

کشاورزی و دام داری

مراتع کوه سبلان و دیگر کوه های استان اردبیل سبب وجود رونق نسبی در دام داری استان اردبیل شده است. در این استان بیش از پنج میلیون واحد دامی، منشأ تولید و عرضه گوشت و ‌محصولات لبنی است. پرورش زنبور و تولید عسل مرغوب یکی دیگر از فعالیت‎های اقتصادی است که در اردبیل رونق بسیار دارد و عسل به عنوان سوغات این شهرستان شهرت ملی یافته است. پرورش نوعی ماهی قزل آلا نیز به نام رنگین کمان در دریاچه طبیعی نئور اردبیل صورت می‎گیرد که از نظر مزه و کیفیت غذایی از بهترین وخوش مزه‎ ترین ماهی ‎ها است.

وجه تسمیه و پیشینه تاریخی

واژه اردبیل واژه ای اوستایی است که از دو کلمه آرتا ( مقدس ) و ویل ( شهر ) به معنی شهر مقدس ترکیب شده است. به روایت اوستا زرتشت پیامبر ایرانی در کنار رود دائی یتا که امروزه ارس نامیده می شود به دنیا آمد و کتاب خود را در سبلان نوشت و برای ترویج دین خود، روی به شهر بازان پیروز آورد. عده ای به او گرویدند و در این ناحیه جنگی میان زرتشتیان و بت پرستان روی داد که در این جنگ زرتشتیان بر همه روستاها و قصبه های اطراف اردبیل دست یافتند و به افتخار این پیروزی آتشکده ای در اردبیل بنا کردند که امروزه آثار آن در سه فرسنگی این شهر در دهکده ای به نام آتشگاه باقی مانده است. اردبیل در دوره اشکانیان و در میان شهرهای آذربایجان جایگاه ویژه ای داشت.
نوشته اند که قهرمانان آذربایجان به نام دهام که از پهلوانان و از نژاد کیان بوده اند، در این دوره از اردبیل برخاسته اند. به این ترتیب، بنای اردبیل را بسیار کهن تر از زمان ساسانی باید دانست. پیش از دوره اسلامی آذربایجان دارای دو مرکز اصلی بود: یکی از این دو مرکز گنجک( به ارمنی گنزک ) بود که همان تخت سلیمان امروزی است، اما نام مرکز دیگر در جغرافیای استرابن از قلم افتاده است. در دوره اسلامی این دو مرکز را شیز و اردبیل خوانده اند. می گویند اردبیل بدون شک مرکز تابستانی آذربایجان بوده است. از اواسط تا اواخر دوره ساسانی، اردبیل به تنهایی مرکز آذربایجان به شمار می رفت و سکه های دوره پارتی و ساسانی در این منطقه با علامت اربارات ضرب می شده است. اردبیل به هنگام فتح آذربایجان به دست مسلمانان هم چنان پایتخت این منطقه و مقر مرزبان آن بود.
در دوره ایلخانان گرچه تبریز، به عنوان شهر مهم آذربایجان رو به رشد بود و از لحاظ سیاسی جایگزین اردبیل به شمار می آمد اما اردبیل نیز به عنوان دارالارشاد هنوز از جایگاهی خاص برخوردار بود.اردبیل در دوره صفوی از لحاظ سیاسی و اقتصادی سرآمد شهرهای ایران بود. شاه اسماعیل صفوی قیام خود را از اردبیل آغاز کرد. این شهر در مسیر شاه راه تجاری ایران و اروپا قرار داشت و ابریشم وارده از گیلان، از طریق اردبیل به اروپا صادر می شد. این امر در پیشرفت اقتصادی و افزایش درآمد مردم تاثیری مهم داشت. اردبیل دردوره قاجاریه رونق و شکوه گذشته را باز نیافت و وسعت آن به حدود یک سوم وسعت شیراز می رسید. این منطقه به دلیل قابلیت های بالای اقتصادی, فرهنگی و تجاری در سال 1372 به صورت استان جداگانه از آذربایجان شرقی درآمد و شهرستان ها, شهرها, دهستان ها و روستاهای زیادی را در برگرفت. هر چند اردبیل به استانی مستقل و جداگانه تبدیل شده, اما تاریخ آن با تاریخ سرزمین آذربایجان چندان در آمیخته که بدون توجه به موقعیت تاریخی آذربایجان نمی‎توان سخن از موقعیت تاریخی اردبیل به میان آورد.

مشخصات جغرافیایی

استان اردبیل در شمال غربی فلات ایران، حدود یک درصد مساحت ایران را تشکیل می‎دهد. این استان از شمال به رود ارس، دشت مغان و بالها رود در جمهوری آذربایجان، از شرق به رشته کوه ‎های طالش و بغرو در استان گیلان، از جنوب به رشته کوه ها، دره ها و جلگه‎های به هم پیوسته استان زنجان و از غرب به استان آذربایجان شرقی محدود است. از نظر مختصات جغرافیایی مدار‎های 45 دقیقه و 37 درجه و 42 دقیقه و 39 درجه شمالی، منتهی الیه شمالی و جنوبی، و نصف النهار‎های 55 دقیقه و48 درجه و سه دقیقه و 47 درجه منتهی الیه غربی و شرقی استان را مشخص می‎کنند. بر اساس آخرین تقسیمات کشوری این استان دارای 9 شهرستان و تعداد زیادی شهر, دهستان و روستا بوده است. شهرستان های استان اردبیل عبارتند از: اردبیل, بیله سوار, پارس آباد, خلخال, کوثر(گیوی), گرمی, مشگین شهر, نمین و نیر. بر اساس آخرین سرشماری رسمی سال 1375 جمعیت استان اردبیل 1183364 نفر بوده است. بیش ترجمعیت استان؛ آذری زبان هستند و میهمان نوازی و رعایت آداب و رسوم خاص آذری ها از ویژگی های مردم استان است.

______________

آشنایی با استان زنجان
استان زنجان

مرکـــــز : زنجان

موقعیت : شمال غرب فلات مرکزی ایران

مجاورت : شمال: استان های اردبیل و گیلان جنوب: استان همدان شرق:استان قزوین جنوب غربی و غرب: استان های کردستان و آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی
آب و هوا: در زمستان بسیار سرد و در تابستان معتدل می‌باشد
وسعــــت: ۲۲۱۶۴ کیلومتر مربع
جمعـیــت: ۹۲۷۴۶۱ نفر
تقسیمات: 3 شهرستان، 13 بخش, 8 شهر, 44 دهستان و 981 آبادی دارای سکنه
شهرستانها: ابهر، ایجرود، خدابنده، خرمدره، زنجان، طارم، ماه‌نشان

مکان های دیدنی و تاریخی

استان زنجان از توانمندی های بالایی در زمینه توسعه صنعت جهانگردی و جلب گردشگر برخوردار است. جاذبه های طبیعی این استان شامل کوه ها، رودها، آبشارها، چشمه های آب معدنی، دریاچه های طبیعی و مصنوعی در شهرستان های مختلف استان پراکنده شده اند. رودخانه هاى بزرگ و مشهور با شعبات آن ها در کشتزارها و باغ هاى استان، چشمه هاى آب معدنى و آب سرد، غارهاى تاریخى و طبیعى، مناظر زیباى کشتزارها و باغ ها از جمله جاذبه هاى طبیعى استان هستند که هر بیننده ای را به تحسین وا مى دارند.
با این که تاریخ این منطقه فراز و فرود های بسیار به خود دیده و گاهی شعله های خشم و جنگ، برگ های زیادی از تاریخ منطقه و حتی گاه تمام آن را در کام خود فرو برده است ولی به جهت عمق غنای هویت و فرهنگ این منطقه، هنوز نیز استان زنجان امانت دار میراث فرهنگی ارزشمند و قابل ملآحظه ای است که فرهنگ و هویت این سرزمین را به نمایش می گذارد. کاخ هاى با ارزش و قدیمی، مدرسه هاى تاریخى، مسجدهایی با معماری کم نظیر، بازارهاى قدیمى، بقعه امام زاده ها، زیارتگاه ها و بناهاى تاریخى و مذهبى با معماری های ارزشمند بخشی از این میراث شایان توجه هستند. برخى از بناهاى موجود در استان، هم چون بنای بزرگ و تاریخی سلطانیه دارای ارزش هاى درجه یک جهانگردى و شهرت جهانی هستند. این بنا که یکى از بزرگ ترین و باشکوه ترین بناهاى اسلامى محسوب می شود در خاور استان زنجان واقع شده است. برخی دیگر از بناهای تاریخی این استان با این که از دیرینگی و قدمت چندانی برخوردار نیستند ولی به لحاظ معماری و کاربری از بناهای منحصر به فرد ایران به شمار می آیند و از جمله آن ها می توان بنای کم نظیر رختشوی خانه را نام برد.

صنایع و معادن

استان زنجان دارای دو نوع صنایع دستی و ماشینی (کارخانه ای) است. صنایع دستی این استان از رشد و شکوفایی برخورداربوده و نمونه های بدیع آفریده های دستان هنرمندان و متخصصان برجسته زنجانی امروزه مایه سربلندی و مباهات صنایع ایران در جهان است. به دلیل موقعیت ترانزیتی و برخورداری از راه های مناسب و نزدیکی به استان تهران این منطقه از امکانات توسعه صنعتی خوبی برخوردار شده است. کارخانه های مختلفی در شاخه های صنایع فلزی، شیمیایی، دارویی، غذایی، ‌ریسنده گی و بافنده گی، ساختمانی، الکتریکی، چوبی و سلولزی فعال هستند. معادن فعال استان؛ کائولن، ‌فلدسپات و سیلیس است و دیگر معادن که بیش تر شامل معادن سنگ می شوند در نقاط مختلف استان پراکنده شده اند. استان زنجان بزرگ ترین معدن روی خاورمیانه را در خود جای داده است.

کشاورزی و دام داری

شرایط جغرافیایی مشتمل بر تنوع آب و هوایی، برخورداری از منابع آب و حاصل خیزی خاک؛ استان زنجان به صورت یک متطقه مناسب کشاورزی درآورده است. بعضی از محصولات کشاورزی و باغی استان از نظر مقدار سطح زیر کشت و تولید انگور مقام اول را در کشوردارد. کشاورزی در این استان به صورت دیمی و آبی انجام می شود. استان زنجان یکی از قطب های مهم دام داری باخترایران، به شمار می آید. انواع فعالیت ها دردو بخش به شیوه صنعتی و ستنی انجام می شود. استان زنجان در زمینه دام پروری صنعتی و تولید گوشت و شیر در سطح کشور، جایگاه در خور توجهی را احراز نموده یکی از
مهم ترین مراکز مرغ داری کشورنیز به شمار می رود.

وجه تسمیه و پیشینه تاریخی

نام استان زنجان برگرفته از مرکز استان یعنى شهر زنجان است. در مورد وجه تسمیه شهر زنجان تاکنون نظرات گوناگونى ازسوى پژوهشگران و نویسندگان ارایه شده است. قدیمى ترین نامى که به این منطقه اطلاق شده است، زندیگان به معناى اهل کتاب زند (معروف ترین کتاب آیین زردشتى ساسانى) و گان از پساوند اهل باستان است که در دوره ساسانیان بر این منطقه گذاشته شده است. گفته مى شود بناى شهر زنجان در زمان اردشیر بابکان ساخته شده و در آن زمان نام شهین یعنى منسوب به شاه به آن اطلاق مى شده است. از اواخر دوره قاجاریه به علت استقرارایل خمسه فارس، نام خمسه نیز بر آن نهاده شد.
یافته هاى تاریخى و کاوش هاى باستان شناسى که در نواحى مختلف استان زنجان انجام گرفته، گواهی بر قدمت تاریخى و دیرینگى آن است و آثار کشف شده در این محدوده، استقرارهاى انسانى از دوران پیش از تاریخ تا دوران اسلامى را در این منطقه ثابت مى کند. در بیش ترمنابع موجود، نویسندگان و پژوهشگران با استناد به یافته هاى باستان شناسى و متون تاریخى، پیشینه تاریخى استان زنجان را در چهار مرحله، دوران پیش از تاریخ تا دوران آغاز ادبیات شامل هزاره هفتم تا اوایل هزاره سوم پیش از میلاد، دوران آغاز ادبیات و دوران تاریخى شامل اوایل هزاره سوم تا اواخرهزاره دوم پیش ازمیلاد و دوران تاریخى جدید شامل اواخرهزاره دوم پیش از میلاد تا اوایل قرن هفتم میلادى و دوران اسلامى که طول زمانی آن از قرن 7 تا 19 میلادى برابر با قرن 1 تا 14 هجرى قمرى برآورد می شود، مورد مطالعه قرار داده اند.
یافته هایى که از غار تاریخى گلیجک در37 کیلومترى جنوب باخترى شهر زنجان و در محدوده شهرستان ماه نشان به دست آمده، حدود سى هزار سال قدمت دارند و گواهی بر قدمت تاریخى منطقه زنجان در دوران پیش از تاریخ تا دوران آغاز ادبیات است. در منطقه ایجرود واقع در جنوب باخترى شهرستان زنجان، آثارى از دوران آغاز ادبیات به دست آمده است. زیستگاه هاى انسانى منطقه ایجرود در هزاره سوم و دوم پیش ازمیلاد در هشت کانون باستانى و تداوم حیات آن ها تا هزاره اول قبل از میلاد، حکایت از شکوفایى و تداوم تمدن فلات مرکزى ایران در این ناحیه دارد.
تاکنون 65 کانون تاریخى در منطقه زنجان شناسایى و مورد بررسى قرار گرفته اند که بیش تر این کانون ها در دره هاى زنجان رود، شاهرود و قزل اوزن شناسایى شده اند. بررسى ها و مطالعات موجود بر وجود نوعى سفال خاکسترى رنگ ساده، که با مهاجرت اقوام آریایى در منطقه مطابقت دارد گواهی می دهد.
استناد به متون تاریخى نمایان گر آن است که در اواخرهزاره دوم پیش از میلاد و در اثر فشارهاى ناشى از کمبود منابع اقتصادى و کشاورزى و بروز جنگ هاى منطقه اى، اقوامى از منطقه ماوراء النهر و حوزه دریاچه آرال به طرف باختر حرکت کردند. گفته مى شود که تیره اى از این اقوام از طریق جنوب دریاى خزر و به احتمال زیاد از دره سفید رود و از منتهى الیه شمال خاورى مرز طبیعى زنجان به این منطقه وارد شده اند، البته گفته مى شود که مهاجمان براى ورود به فلات ایران از چند راه استفاده نموده اند. برخى دانشمندان معتقدند که گروهى از اقوام یاد شده از طریق جنوب خاورى دریاى خزر و پس از عبور از رود اترک و گروه دیگر پس از عبور از کنار دریاچه ارومیه وارد فلات ایران شده اند. مطالعاتى که در مظاهر فرهنگى و تمدنى منطقه زنجان صورت گرفته، تفاوت هایى را در این زمینه نشان داده است. تفاوت هاى موجود در آثار کشف شده در تپه حسنلو و جنوب دریاچه ارومیه، با بقایاى موجود در این نواحى و تراکم استقرارها و مشابهت اشیای تاریخى ناحیه خورین در باختر تهران و املش گیلان با آثار این منطقه، گویاى این مطلب است که اقوام مهاجر از راه سوم که دره سفید رود است، به منطقه زنجان سرازیر شده اند. گفته مى شود استقرار مهاجران در منطقه زنجان با آرامش صورت گرفته که شاید تعداد اندک بومیان منطقه دلیل اصلی این امر بوده باشد.
طبق مدارک آشورى، منطقه زنجان در قرن نهم پیش ازمیلاد آندیا نام داشته و به احتمال ضعیف اقوام مستقر در آن با اقوام لولوبیان و گوتیان مستقر در زاگرس مرتبط بوده اند. به هر حال این منطقه از لحاظ جغرافیاى تاریخى در آغاز هزاره اول قبل از میلاد از شمال با کادوسیان و کاسپیان، از باختر با لولوبیان و گوتیان و از طرف جنوب خاورى و خاور با مادها هم مرز بوده است. اقوام مهاجر بعدها پس از جنگ هاى داخلى و منطقه اى فراوان یک سیستم حکومتى تحت عنوان پادشاهى ماد را بنیان گذارى نمودند.
در دوره اشکانیان و ساسانیان دره هاى زنجان رود و قزل اوزن از رونق زیادى برخوردار بوده اند. شواهد موجود از جمله آتشکده عظیم تخت سلیمان در باختر و عبادتگاه بهستان در جنوب و آتشکده هاى ساسانى در طارم تایید کننده این نظریه است که این ناحیه در دوره اشکانیان و ساسانیان رونق به سزایی داشته و این رونق در این دوره اتفاقی نبوده است و آن را می توان ناشی از توانمندی های طبیعی منطقه دانست. کشف برخى آثار مانند کشف سکه دریک هخامنشیان در حومه شهرستان خدابنده و پیدایش اتفاقى یک رینون از این دوره و کشف آثار و اشیاى دیگر حکایت از شکوفایى تمدن و فرهنگ این منطقه در دوران هخامنشیان دارد. در کتب جغرافیایى صدراسلام بر وجود تمدن در دوره ساسانیان و اشکانیان در منطقه زنجان تاکید شده است. منطقه زنجان در دوران اسلامى شاهد تحولات اساسى بوده است. این دوران که از قرن 7 تا 19 میلادى برابر با قرن 1 تا 14 هجرى را شامل مى شود، مصادف با زمانى است که مردم این منطقه اسلام را پذیرفته اند. مدارک باستان شناسى و متون تاریخى موجود، از رونق تاریخی این منطقه در سده های میانی اسلام حکایت دارد. این منطقه جغرافیایى، در سرتاسر دوران اسلامى به ویژه در قرن چهارم در دوران حکومت کنگریان و سده های پنجم تا هشتم هجرى قمری در دوران حکومت سلجوقیان وایلخانان درحد شکوفایى و از نظر سیستم اقتصادى و مظاهر فرهنگى و هنرى دارای رونق چشمگیری بوده است. بیش تر آثار تاریخی و مذهبی استان زنجان، مانند مساجد جامع قروه، سجاس، قلابر، کاروانسراهاى نیک پى، سرچم، آثار تاریخى سلطانیه، خدابنده و ابهر در این دوران ساخته شده اند و بررسی آن ها به خوبی بر دیرینگی تاریخ منطقه گواهی خواهد داد.
ایلخانان مغول، شهر سلطانیه در خاور استان زنجان را به عنوان مرکز حکومت خود انتخاب کردند و بر آبادانی این منطقه همت گماشتند و به همان اندازه که کمرهمت بر آبادانی منطقه سلطانیه بستند، از آبادانی شهرها و مناطق دیگر غافل شده و به تدریج مناطق اطراف سلطانیه و خصوصاً شهر زنجان بر اثر بی توجهی حاکمان وقت، روبه ویرانی و نابودی گذاشت. پس از انقراض حکومت ایلخانى به دست سربداران، منطقه زنجان، دوباره آرامش و آبادانی نسبی یافت و بار دیگر سلطانیه و مناطق همجوار آن دچار رکود و رخوت گردیدند. فتنه تیمور لنگ در قرن نهم منطقه زنجان را بار دیگر تحت تاثیر خود قرار داد و تقریباً به کلى نابود و علایم آبادانی از آن محو شد. دراین دوره شدت تخریب و فقر به حدى بود که ادامه حیات تنها در روى تپه ها به صورت جزیى دیده مى شد. به این ترتیب ملاحظه می شود که تنش هاى سیاسى و کشمکش هاى نظامى تا قرن دهم مانع از رشد و اعتلاى اقتصادى و فرهنگى در منطقه زنجان شده است. در دوران حکومت صفویه و قاجاریه به خصوص دوران حکومت شاه طهماسب صفوى، شاه عباس صفوى و آقا محمد خان قاجار فعل و انفعالات انسانى کمک شایانی به رونق نسبى منطقه کرد. اعتلا و رونق نسبی منطقه زنجان، به دوران حکومت صفویه باز می گردد. اهتمام سران حکومت صفویه نسبت به آبادانی تمام مناطق ایران و ساخت کاروانسراها و راه های ارتباطی و امن نمودن این راه ها و همچنین نزدیکی به قزوین که مدتی مرکز حکومت شاهان صفوی بوده، از دلایل مهم رونق منطقه زنجان در دوره صفویه بوده است. بخش بزرگی از روستاها، بخش ها و شهرهاى فعلى محدوده استان زنجان با توجه به سیستم فئودالى تا اواخر قرن سیزدهم هجرى قمرى تکوین و استقرار یافته و ادامه حیات داده اند. این استان به دلیل اهمیت ارتباطی خود در دوره قاجاریه از رونق نسبی برخوردار بوده و هم اکنون نیز یکى از مناطق آباد و با اهمیت ایران است که نقش مهمى را در عرصه هاى مختلف اقتصادى و ارتباطى کشور ایفا کرده و روز به روز هم در جهت آبادانی و رونق بیش تر آن تلاش های پیگیری صورت می گیرد.

_________________

آشنایی با استان قزوین
استان قزوین

مرکـــــز : قزوین

موقعیت :

مجاورت : شمال: گیلان جنوب: همدان شرق: تهران غرب: زنجان
آب و هوا:
وسعــــت: ۱۵۸٬۲۰۰ کیلومتر
جمعـیــت: ۱٫۳ میلیون نفر
تقسیمات: ۵ شهرستان، ۱۹ بخش، ۲۳ شهر، ۴۴ دهستان و ۱۵۴۷ روستا
شهرستانها: قزوین، تاکستان، بوئین زهرا ، آبیک و الوند

مکان های دیدنی و تاریخی

قزوین ازجمله مناطق زیبا, با فرهنگ و متمدن ایران است که در کنار طبیعت زیبا, خدادادی و مناظر بهشت گونه خود از غنای تاریخی و فرهنگی قابل توجهی نیز برخوردار است. رودخانه های پرآب, قله های زیبا ومشهور, چشمه های آب گرم‏, حیات وحش, پوشش گیاهی غنی و دریاچه های چشم نوازاین منطقه؛ در کنار آثار متعدد تاریخی, معماری, فرهنگی, باستانی و مردمان هنردوست, سخت کوش و متمدن؛ مجموعه کم نظیری را دراین خطه از کشور ایران به وجود آورده است که دیدار از آن ها برای همه گروه های گردشگری جذاب است. قزوین بیش ترین آثارثبت شده تاریخی کشور را در خود جای داده است. در این منطقه می توان در کنار طبیعت کم نظیر و زیبا؛ مسجد های قدیمی با ارزش معماری و تاریخی بالا, مدرسه های مهم و تاریخی‏, بازارهای پررونق با انبوه اجناس و صنایع دستی, حمام ها و آب انبارهای قدیمی‏, تپه های متعدد باستانی که نشان از تمدن باستانی منطقه دارد‏, شهرها, دهستان ها و روستاهای قدیمی با ارزش بالای طبیعی و تاریخی‏, کاران سراهای خاص دوره صفوی, قلعه های نظامی و مسکونی تاریخی‏, پل ها و بندهای تاریخی و ده ها اثر قابل توجه دیگر را مشاهده کرد که هر یک از آن ها قادراست ساعت ها بازدید کنندگان را سرگرم نموده و تاریخ و تمدن این منطقه را به رخ بکشد. قزوین از جمله مناطق زیبا و با ارزش ایران در همه زمینه ها است که همواره پذیرای گردشگران داخلی و خارجی بوده است.

صنایع و معادن

استان قزوین ازمراکز مهم صنعتی کشور است که دارای صنایع دستی و ماشینی با ارزشی است. صنایع دستی دراستان قزوین رونق چشمگیری دارد. مهم ترین صنایع دستی این استان عبارتند از: سنگ تراشی و حکاکی، کاشی سازی، منبت کاری, گچ بری، قالی بافی، آیینه سازی‏. استان قزوین استقرار این استان در نزدیکی تهران و ممنوعیت احداث صنایع در محدوده 120 کیلومتری تهران، متقاضیان احداث واحدهای صنعتی را به سرمایه گذاری در این استان راغب کرده است. از طرف دیگر وجود معادن متعدد و موقعیت مهم ارتباطی، ‌اهمیت این استان را به منظور سرمایه گذاری صنعتی دو چندان کرده است. استقرارشهر صنعتی البرز در 11 کیلومتری جنوب خاوری شهر قزوین، در زمینی به مساحت حدود 900 هکتار که 347 کارخانه و حدود 70 کارگاه صنعتی و تولیدی را در خود جای داده، بر اهمیت صنعتی استان افزوده است. این شهر صنعتی شامل مناطق صنعتی، تجاری، و مسکونی است. صنایع شهر صنعتی البرز به هفت گروه عمده صنعتی تقسیم شود که عبارتند از: صنایع فلزی، شیمیایی، نساجی، سلولزی، الکتریکی، کانی غیر فلزی و صنایع غذایی.

کشاورزی و دام داری

استان قزوین یکی از مراکز مهم کشاورزی کشور است که به منظور بهره برداری از این امکانات، ‌طی دهه های گذشته, با ایجاد سازمان های عمران و صنعتی کردن کشت و زرع توسعه یافته است. استفاده از ماشین آلات کشاورزی از قبیل تراکتور و کمباین، به کار گرفتن دفع آفات نباتی و کودهای شیمیایی و به طورکلی فن آوری کشاورزی درامورکاشت و داشت، به نحو چشم گیری به رونق کشاورزی منطقه افزوده و تأثیر بسیاری درافزایش محصولات، از جمله گندم، جو، چغندرقند، حبوبات، پنبه، انگور، پسته، گردو، صیفی جات و انواع میوه ها داشته است. در این میان انگور؛ بخش قابل توجهی از زمین های زیر کشت استان را هم از لحاظ کیفی و هم از لحاظ کمی، به ویژه در نواحی تاکستان، به خود اختصاص داده است. این دشت حاصل خیز با شبکه آب یاری طالقان رود که آب آن را به محدوده شمالی دشت قزوین انتقال می دهد، آب یاری می شود.
دام داری در استان قزوین بیش تر به دو شیوه سنتی و صنعتی صورت می گیرد. عشایر و کوچ نشیان با رمه گردانی در تولیدات دامی مشارکت دارند. دام پروری صنعتی بیش تر به منظور تولید گوشت و شیر و دام پروری سنتی برای تأمین مایحتاج خانواده و ایجاد درآمدی برای تأمین هزینه ها انجام می پذیرد. پرورش طیور نیز از دیگر فعالیت های اقتصادی روستایی استان قزوین است. مرغ داری های صنعتی زیادی در استان قزوین وجود دارند که ازفعالیت پررونقی برخوردارند.

وجه تسمیه و پیشینه تاریخی

قزوین را در نوشته های قدیمی؛ شهر باستانی “آرساس” یا “آرساسیا” و در تاریخ یونان شهر قدیمی “راژیا” نامیده اند. قرار گرفتن آن بر سر راه “جاده ابریشم” سرنوشت قزوین را با فراز و فرودهای تلخ و شیرین گره زده است. تاریخ نگاران ایرانی و عرب عقیده دارند که واژه «قزوین» از جمله «این کش وین» گرفته شده است، به این شرح که وقتی سرکرده سپاه کسرا به هنگام نبرد، در صف لشکریان خود خللی دید، با عبارت «این کش وین» (یعنی به آن کنج بنگر) زیردست خود را مأمور رفع خلل کرد و در نتیجه سپاهیان او پیروز شدند. آن گاه در آن محل؛ شهری بنا کردند و آن را «کشوین» نامیدند و در دوره اسلامی، عرب ها، این واژه را معرب کرده و آن را «قزوین» نامیدند. عقیده یونانیان دراین مورد بر این است که پیش از دوران هخامنشی، مردمی که آن ها را «کاسی» یا «کاسیت» می نامیده اند، در کرانه باختری دریای قزوین می زیستند که به گفته بعضی از تاریخ نگاران یونانی و آریایی جزو نژاد «میت تانی» به حساب می آمدند. گفته می شود این قوم مدت ها پیش از مادها به ایران آمده و قرن ها در کرانه باختری دریای کاسپین (خزر) استقراریافته بود. نام قزوین نیز از نظر آنان، از نام دریای کاسپین گرفته شده است.
در مورد وجه تسمیه نام قزوین نظر دیگری نیز وجود دارد. گفته می شود که کوهستان های شمالی قزوین همواره زیستگاه مردمان سرکش بوده و آبادی های دشت قزوین پیوسته دست خوش تاخت و تاز و تاراج طایفه های گوناگون قرار داشته است. به فرمان حاکم وقت، برای جلوگیری از تاخت و تاز کوه نشینان، یک دژ درمدخل کوهستان شمالی قزوین و دژ بزرگ دیگری برای استقرارسپاهیان در محل کنونی قزوین بنا کردند. اولی را «دژ بالا» و دومی را «دژ پایین» نامیدند که با گذشت زمان، نام «دژ پایین» دچار دگرگونی شده و به «دژپین»، «گژوین» و سپس «کشوین» تبدیل شده است. در دوران شاپور ذوالاکتاف قلعه ای - در جای همان دژ - بنا کرده و همان کشوین نامیده شد. این نام در دوره اسلامی معرب شده و به قزوین تغییر یافته است. در نظر دیگری گفته شده قزوین در اصل «کزوین» و مرکب از «کزو» به معنای پسته و «ین» به معنای شهر- شهر پسته- بوده و بعد ها معرب شده و به قزوین تبدیل شده است.
بر اساس اسناد و مدارک موجود، قدمت و تاریخ منطقه قزوین، به دوران حکومت مادها در قرن نهم پیش از میلاد می رسد. کاوش ها و یافته های باستان شناسی در دشت قزوین، نشان گر مرحله یک جانشینی و کشاورزی در هزاره هفتم پیش از میلاد و برخورداری ساکنان آن از صنایع اولیه و نظام اجتماعی است. منازل مسکونی، معبد، کارگاه های صنعتی، اشیای زینتی، مجسمه ها، انبارهای غله و… از تمدن دیر پای مردمان این ناحیه در هزاران سال پیش حکایت دارند. درآن زمان، ناحیه کوهستانی جنوب و جنوب باختری قزوین، جزیی از قلمرو مادها به شمارمی رفت که همواره مورد تاخت و تاز اقوام و قبایل مختلف، از جمله اقوام دیالمه طبرستان، قرارمی گرفت. مؤلف «مرآت البلدان» بانی قزوین را شاپور ابن اردشیر بابکان دانسته که شهر را جهت مقابله با حملات و سرکشی های دیلمیان ساخته و «شار شاپور» نامیده است.
قزوین دردوره های پیشین، از مراکز مهم تمدن ماقبل تاریخ بوده و شامل سرزمین های میان شهریار، جلگه ری و دشت قزوین بوده است. بررسی های به دست آمده از تپه سگزآباد بویین زهرا، ‌نشان دهنده زیستگاه های انسانی متعددی در هزاره های پیش از میلاد است. هم چنین دریک کیلومتری جاده کرج به قزوین، تعدادی تپه باستانی کشف شده که تا حدی وضعیت زندگی اقوام این ناحیه را در حدود هزاره چهارم قبل از میلاد روشن می سازد. آثار و اشیاء به دست آمده در سگزآباد قزوین، مربوط به دوران نو سنگی و ماقبل تاریخ است. ناحیه قزوین دردوران ماد، آباد بوده و در دوره هخامنشی ها مردان ناحیه قزوین، به دلیری شهرت داشته اند. پیرنیا از مردمانی به نام «مرد» در ناحیه قزوین یاد می کند که از فرستادن نماینده به نزد اسکندر و اظهار اطاعت خودداری کردند.
روند شهرسازی و گسترش مناطق مسکونی در قزوین، پس از ورود اسلام به این سرزمین در سال 24 هجری شتابی دو چندان گرفت و در مدتی کوتاه به عنوان « باب الجنه» یا «دروازه بهشت» نامیده شد. به روایت بلاذری در فتوح البلدان سعیدبن عاص بن امیه در سال های پیش از 35 هجری؛ قزوین را « شهری استوار و آباد» می کند و ورود چهار هزار تن از مسلمانان به فرماندهی ربیع بن خثیم در سال 36 هجری با فرمان امیرالمومنین علی(ع) سیمای قزوین را دگرگون می سازد.
اقدام محمدبن سنان عجلی در حدود سال 90 هجری گام بزرگ دیگری در توسعه شهر محسوب می شود و زمینه ساز ساخت دو شهرک مهم « مبارکیه و مدینه موسی» در کنار شهر کهن قزوین در سال های پیش از 169 هجری می شود. به دنبال سفرهارون الرشید در سال 192 هجری به ایران ، به دستور وی مسجد جامع عتیق قزوین بنا شده و بارویی گرداگرد شهرک های اقماری پیرامون قزوین کشیده می شود و چنان که ابن فقیه همدانی و رافعی گزارش کرده اند، کلان شهر قزوین شکل می گیرد.
وسعت قزوین در سال 253 هجری را می توان از روایت تاریخ گزیده دریافت که پس از برکشیدن حصار شهر توسط موسی بن بوقا، دارای دویست و شش برج و هفت دروازه بوده است. تعمیر باروی شهر درسال 373 هجری به وسیله صاحب بن عباد – وزیر دانشمند آل بویه – و بنای صاحب آباد در شمال خاوری شهر، بازسازی آن در سال 411 توسط امیر شریف ابوعلی جعفری، اقدامات گسترده عمرانی امیر خمارتاش عمادی در دهه نخستین سده ششم و ساخت باروی تازه ای از آجر به سال 527 نشان از توسعه دایمی منطقه دارد.
انتخاب الموت به عنوان مرکز اسماعیلیان نزاری و چالش های فرهنگی ، سیاسی و نظامی مربوط به آن ، منطقه قزوین را حدود 200 سال به کانون اصلی رویدادهای مهم کشور تبدیل کرد و بارها شاهد لشکرکشی های میلیونی و آثار ویران گر آن بود. هرچند امیران سلجوقی ناگزیر از فعالیت های عمرانی نیز بودند و آثار پراکنده سلجوقی در جای جای استان نشان گر این نکته و گسترش قزوین در قرن ششم هجری است .
مولف «آثار البلاد» قزوین را در آغاز قرن هفتم – پیش از حمله مغول –چنین توصیف کرده است: « شــهری بسیــار بزرگ و پر جمعیت است. در دشتی بسیار پهناور و هموار بنا شده و مهندسان در بنای شهر نقشه ای کشیده اند که نظیرش وجود ندارد. زیرا دو شهر است یکی در آغوش دیگری آرمیده. شهر کوچک را که در وسط قراردارد شهرستان می نامند که برای خود دروازه و بارو دارد. شهر بزرگ تر که پیرامون شهرستان واقع شده دارای برج و باروی دیگری است. باغستان ها و تاکستان ها گرداگرد باروی خارجی شهر دوم را فراگرفته و پس از آن کشت زارهای سرسبز دو شهر را در بر دارد و دو رودخانه دیزج و ارنزک از آن می گذرد»
وسعت این شهر درهنگامه حمله ویران گر مغول به ایران به حدی رسیده که به گزارش مستوفی در ظفرنامه افزون از یک میلیون نفر جمعیت داشته است. شهر قزوین در دوره ایلخانی پس از رکودی نسبی دوباره زندگی خود را باز می یابد و چنان که جهانگردان آورده اند در زمان تیموریان پس از سمرقند بزرگ ترین و آبادترین شهر ایران بوده است.
انتخاب قزوین به عنوان پایتخت صفویان درقرن دهم علاوه بر بازنمایی اهمیت شهر، دوره درخشانی از عمران و توسعه شهری را رقم می زند که درآثار سفیران و بازرگانان غربی که به ایران آمده اند؛ مشهود است. طراحی و ساخت نخستین خیابان ایرانی، چهارباغ ها، میدان ها، کاخ ها، مدارس، مساجد، بوستان های شهری و … که به الگویی برای شهرسازی در سراسر ایران تبدیل شد؛ از این منطقه آغاز می شود. حتی انتقال پایتخت در قرن یازدهم نیز رنگ فراموشی به آن نمی زند و تا پایان دوره افشاریان شاهد سازه های فراوانی در جای جای شهر هستیم که عمارت باشکوه ایوان نادری از آن جمله است.
در سراسر دوره قاجاریه، قزوین به عنوان یک منطقه حاکم نشین مستقل مرتبط با پایتخت مطرح بود و با وجود رکود نسبی اقتصاد و فرهنگ در آن دوره از اندک مراکز پر رونق ایران به شمار می رفت.
پایداری قهرمانانه مردم این سامان در برابر هجوم سپاه مغول و یورش ویران گر تیمور، به ویژه وارد کردن نخستین شکست به مهاجمان افغانی دردشت قزوین پس از سقوط اصفهان از نقش انکار ناپذیر قزوینیان در تاریخ ایران حکایت دارد. مشارکت مردم قزوین در نهضت ضد استبدادی مشروطه سر آغاز فصل نوینی در تاریخ معاصر ایران است که تا انقلاب اسلامی تداوم می یابد. پس از بی مهری های دهه های گذشته و تخریب بناهای شکوهمندی هم چون ایوان و حیاط نادری، عمارت خورشید، عمارت رکنیه، دروازه ها و … ، رفته رفته استان قزوین به سوی عمران شهری گام برداشت واین روند با استقرار تشکیلات استانی به بعد شتابی بیش از پیش گرفت.

مشخصات جغرافیایی

استان قزوین در حوزه مرکزی ایران بین 48 درجه و 45 دقیقه تا 50 درجه و 50 دقیقه درازای خاوری و 35 درجه و 37 دقیقه تا 36 درجه و 45 دقیقه پهنای شمالی قرار گرفته است. این استان از شمال به استان گیلان، از جنوب به استان مرکزی، ازخاور به استان تهران و از باختر به استان های زنجان و همدان محدود می شود و 1304 متر از سطح دریا ارتفاع دارد. استان قزوین با توجه به موقعیت جغرافیایی خود مانند پلی، پایتخت ایران را به مناطق شمالی و باختری و کشورهای اطراف متصل می کند. قزوین به دلیل موقعیت مناسب و توسعه کشاورزی، ‌صنعتی، مرکزی و خدماتی یکی از قطب های مهم توسعه ایران به شمارمی آید. آب وهوای ناحیه شمالی استان قزوین؛ کوهستانی است و ناحیه دشتی آن زمستان های سرد و تابستان های گرم وخشکی دارد. رشته کوه های البرز مرکزی و کوه های رامند و خرقان از سه جهت استان قزوین را در بر گرفته و دشت گسترده ای را به وجود آورده اند که از شمال به جنوب 75 کیلومتر و از خاور به باختر حدود 95 کیلومتر است. کم ترین نقطه استان قزوین از سطح دریا با 300 متر در منطقه طارم سفلی و کناره های دریاچه سد سفید رود واقع شده که تفاوت آشکاری را از نظر توپوگرافی به وجود آورده است. بر اساس سرشماری سال 1375 جمعیت استان قزوین 968257 نفراعلام شده است. این استان از لحاظ ساختار اجتماعی، ‌ترکیب قومی متنوعی دارد. مهم ترین عشایر استان، از نظروابسته گی قومی عبارتند از: لرها و کردها، شاهسون ها و مراغی ها یا کله بزی ها.
مسیرهای دسترسی به استان قزوین مناسب است و عبارت است از:1- اتوبان بزرگ تهران- قزوین- زنجان.
2- جاده آستارا به درازای 514 کیلومتر که در کیلومتر 148 به قزوین می رسد.
3- مسیر عبوری تهران- خسروی به طول 743 کیلومتر.
4- هم چنین قزوین در مسیر قطار سریع السیر تهران- زنجان و قطار های عبوری دیگر قرار گرفته است.
قزوین دارای یک فرودگاه محلی نیز هست.

________________

آشنایی با استان همدان
استان همدان

موقعیت : غرب ایران
مجاورت : شمال: استان زنجان جنوب: استان لرستان شرق: استان مرکزی غرب: استان های کرمانشاه و کردستان

آب و هوا: سرد
وسعــــت: 20هزار و 172 کیلومتر مربع معادل 2/1 در صد از مساحت کل کشور
جمعـیــت:
تقسیمات: شهرستان , 16 شهر , 18 بخش , و 68 دهستان
شهرستانها: همدان، اسدآباد ، بهار، تویسرکان، رزن، کبودرآهنگ، ملایر، نهاوند

مکان های دیدنی و تاریخی

در استان همدان نقاط دیدنی و تاریخی فراوانی وجود دارد که عبارت اند از: آرامگاه بوعلی‌سینا، آرامگاه بابا طاهر، موزه و تپه‌ی هگمتانه، موزه‌ی تاریخ طبیعی، موزه‌ی بوعلی، مسجد جامع، برج قربان، گنبد علویان، شیرسنگی، گنج‌نامه، امام‌زاده شاه‌زاده حسین, امام‌زاده یحیی، تپه‌ی توشیجان، مسجد شیخ‌الملوک، مسجد سیف‌الدوله، حمام بلور و امام‌زاده زبیده‌خاتون (در ملایر)، ستون سلوکی، میدان قیصریه، حمام حاج آقاتراب، سراب گیان، مقبره‌ی باباپیره و بند لیلی یادگار (در نهاوند)، مقبره‌ی حیقوق نبی، کاروان‌سرای شاه عباس، آبشار افشار، کمربسته سرکان، کاروان سرای فرسنج، آرامگاه میررضی‌الدین و مدرسه‌ی علمیه‌ی شیخ علیخان زنگنه (در تویسرکان)، حمام سنگی، قلعه‌ی کیکاوس (در کبودر آهنگ)، کتیبه‌ی سلطانیه، مسجد شاه‌ طهماسب، آب انبار شاه عباس، تالار دربند و کتیبه‌ی یادبود سیدجمال (در اسدآباد) و لالجین، دشت بهار و آرامگاه شیخ محمدبهاری (در بهار) و غار علی‌صدر (در روستای علی‌صدر).

صنایع و معادن

صنایع استان همدان در دو دسته صنایع دستی و کارخانه ای دسته بندی می شوند. دراستان همدان؛ صنایع دستی بیش از صنایع ماشینی گسترش دارد. مهم ترین صنایع دستی استان قالی بافی، سفال گری، گیوه بافی، کفش دوزی، پوستین دوزی و دباغی است. قالی بافی همدان در سطح ملی مشهور است و قالی های ریز باف آن به خارج از کشور نیز صادر می شود. سفال گری از صنایع دستی مهم استان به ویژه لالجین در شهر بهار است. انواع این ظروف و ابراز سفالی علاوه برمصرف محلی به خارج از آن نیز صادر می شود.
در استان همدان کارگاه ها و کارخانه های متعددی تاسیس شده که به تدریج بر تعداد آن ها افزوده می شود. یکی از صنایع سبک استان کارخانه صنعتی تولید شیشه است که در باختر ایران کم نظیر بوده و از ظرفیت تولیدی منحصر به فردی برخوردار است.
صنایع غذایی، نساجی, چرم سازی سلولزی، شیمیایی، کانی غیر فلزی، برق و الکترونیک نیز از مهم ترین صنایع سبک استان همدان است. مهم ترین فعالیت صنایع سنگین استان همدان عبارتند از: ریخته گری چدن و تولید ادوات کشاورزی، ماشین آلات ساختمانی و راه سازی، سوپاپ انواع خودرو و شرکت فولاد همدان. استان همدان از نظر معادن نیز بسیار غنی است و مهم ترین معادن آن گرانیت، سنگ آهک، سنگ ساختمانی، فلدسپات، سرب، روی، نقره آهنگران، گچ،‌ لیمونیت، ‌سیلیس، تراورتن و سنگ آهن است. رونق کشاورزی، دام داری و صنایع دستی در استان همدان سبب رونق بازرگانی در منطقه شده افراد بسیاری در این زمینه مشغول به کار هستند.

کشاورزی و دام داری

کشت در سطح استان همدان به دو شکل دیم و آبی صورت می گیرد، اما بیش تر زمین های کشت شده به صورت دیم است. مهم ترین محصولات کشاورزی استان گردو، گندم، جو، سیب زمینی و چغندر قند است که کشت گندم و جو حدود سه چهارم زمین های زیر کشت را به خود اختصاص داده است. محصول گردو به ویژه در شهرستان تویسرکان به دست می آید. محصولات مهم دیگر استان در قسمت های کوهستانی، انواع میوه ( به ویژه گلابی و سیب ) و در دامنه انگور غلات، حبوبات و صیفی جات است. استان همدان منطقه ای است کوهستانی که در دامنه های رشته کوه الوند قرار گرفته و سرچشمه رود ها و جویبار های فراوانی است. مراتع بین دره ای آن از دیر باز سبب جذب بخشی از دام داران و عشایر به این منطقه بوده و با توجه به زمستان های نسبتا سرد و تابستان های معتدل، مراتع چرای بهاره و تابستانه را برای عشایر فراهم می کند. تا حدی که عشایر استان های هم جوار نیز به این استان کوچ ییلاقی می کنند. تابستان کوتاه خاصه در مناطق مرتفع شمال تویسرکان و جنوب همدان سبب شده است که ایلات و عشایر صرفا به دام داری بپردازند. شیوه دام داری در این استان بیش ترسنتی است. در حال حاضر وجود مجتمع های دام داری صنعتی و نیمه صنعتی که زیر نظر مرکز گسترش خدمات تولیدی و عمرانی فعالیت دارند، تولید فرآورده

وجه تسمیه و پیشینه تاریخی

نام همدان؛ نخستین بار در 1100 پیش از میلاد در کتیبه تیگلات پالسر اولین حاکم آشوری به نام اموانه یا آمادای ضبط شده است. هرودت مورخ یونانیم نام همدان را اکباتان ثبت کرده است و بنای احداث شهر همدان را به دیااکو نخستین امپراتور ماد نسبت داده است. پس از دیااکو سه حکم ران دیگر در این سرزمین حکومت کرده و در سال 553 پیش از میلاد موسس سلسله هخامنشی مخالفت با آژی دهاک حاکم ماد را آغاز کرد و در 550 پیش از میلاد همدان را متصرف شد. وی با انقراض سلسله ماد به واسطه مزایای طبیعی همدان، آن جا را مقر فرماندهی خود قرار داد. به هر حال آن چه مسلم است در تمام دوره تسلط مادها همدان مرکز سیاسی آن ها بوده است. هخامنشیان علاوه بر حفظ و توسعه آثار دیااکو و هوخشتره خود نیز ساختمان هایی در اکباتان احداث کردند.
مورخین و باستان شناسان عقیده دارند که خزانه حکام هخامنشی در هگمتانه نگه داری می شد و کشف آثاری مانند الواح زرین و نفایس دیگر موید این نظریه است. با توجه به حفاری های متوالی که در محله های شاه داراب و سرقلعه بند هگمتانه به عمل آمده و منجر به کشف ستون های سنگی و زمینه های نفیس شده است، دیگر در این که کاخ حکم رانان هخامنشی در محل کنونی تپه هگمتانه وجود داشته، تردیدی نیست.
هر چند به غیر از مجسمه شیر سنگی و آثار به دست آمده از گورستان شمال خاوری میدان سنگ شیر، تا کنون آثار دیگری از دوره سلوکی در همدان به دست نیامده ولی همین مقدار آثار نیز می تواند دلیل برحضور سلوکیان در شهر باستانی اکباتان باشد. آثار و شواهدی که در تپه مصلی وجود دارد حکایت از تنها قلعه نظامی همدان در عهد اشکانیان دارد و چنین به نظر می رسد که همدان در این دوره نیز مورد توجه بوده است. حکام ساسانی هم با توجه به موقعیت ویژه همدان و نزدیکی آن به تیسفون و شوش، کاخ های تابستانی خود را در همدان تدارک دیده بودند.
دیلمیان در جنگ با کردهای حسنویه و کاکویه به این شهر مسلط شده و آن را ویران کردند. چنان که پاره ای از مورخین از بین رفتن یکی از دو شیر سنگی که در کنار دروازه باب الاسد قرار داشته است را به این دوران منسوب می کنند. در تقسیمات فتوحات دیلمیان همدان از آن رکن الدوله شد و سپس شمس الدوله از طرف سیده خاتون زمامداری همدان را به دست آورده و فیلسوف بزرگ شرق، بوعلی سینا را به وزارت خویش برگزید.
هر چند همدان از کشمکش های دوران دیالمه آسیب فراوانی دید لیکن بعداز مدت کوتاهی در زمان سلاجقه دوباره عظمت از دست رفته خود را باز یافت. به طوری که مدتی مرکز حکومت سلجوقیان شد. همدان در زمان صفویان بسیار مورد توجه بود. به دنبال انقراض سلسله صفویه همدان به تصرف احمد پاشا والی بغداد در آمد، اما بعد توسط نادر شاه افشار از ترکان باز پس گرفته شد. استان همدان در دوره های قاجاریه و بعد ها به عنوان یکی از مهم ترین مناطق ایران؛ همواره آباد و مستقل بوده و هم اکنون نیز یکی از قطب های مهم و با اهمیت ایران است.

مشخصات جغرافیایی

استان همدان در باختر ایران و بین مدارهای 59 درجه و 33 دقیقه تا 49 درجه و 35 دقیقه پهنای شمالی و 34 درجه و 47 دقیقه تا 34 درجه و 49 دقیقه درازای خاوری از نیم روز گرینویچ قرار گرفته و حدود 2/1 درصد از کل مساحت ایران را در بر می گیرد. این استان از شمال با استان های زنجان و قزوین، از جنوب به استان لرستان، از خاور به استان مرکزی و از باختر به استان های کرمانشاه و کردستان محدود می شود. بلندترین نقطه استان همدان قله الوند با ارتفاع 3574 متر است. با توجه به شرایط اقلیمی؛ مناسب ترین زمان برای مسافرت به همدان از اواخر اردیبهشت تا اواخر مهر ماه است. بر اساس آخرین سرشماری سراسری سال 1375 جمعیت این استان 1677789 نفر برآورد شده است و شهرستان های آن عبارتند از: اسد آباد، بهار، تویسرکان، رزن، کبودر آهنگ، ملایر، نهاوند و همدان. راه های دسترسی به این استان عبارتند از:
1- راه اصلی تهران – همدان به درازای 341 کیلومتر
2- راه اصلی تهران – خسروی که همدان در کیلومتر 375 این مسیر قرار دارد.
3- راه اصلی تهران – سنندج که همدان در 343 کیلومتری این مسیر قرار دارد.
4- راه اصلی سنندج – همدان به طول 182 کیلومتر
5- محور زنجان – همدان به طول 275 کیلومتر
استان همدان در مرکز خود دارای فرودگاه است.

_________________

آشنایی با استان مرکزی
استان مرکزی

موقعیت : مرکز ایران
مجاورت : شمال:استان‌های تهران و قزوین جنوب :استان‌های لرستان و اصفهان شرق:استان‌های تهران، قم و اصفهان غرب: استان همدان
وسعــــت: ۲۹٬۵۳۰ کیلومتر مربع
جمعـیــت:
تقسیمات: ۸ شهرستان، ۱۵ بخش، ۱۹ شهر، ۶۰ دهستان و ۱٬۳۹۴ آبادی دارای سکنه و ۴۶ آبادی خالی از سکنه
شهرستانها: آشتیان، اراک، تفرش، خمین، دلیجان، زرندیه، ساوه، شازند، کمیجان، محلات
مرکـــــز : اراک

مکان های دیدنی و تاریخی

مکان های دیدنی و تاریخی استان مرکزی عبارتند از: رودخانه آسیاب جفتی, بقعه پیر مراد آباد, سرای کاشانی بازار, سرای نوذری بازار, موزه چهارفصل, مدرسه سپهداری(محل تحصیل امام خمینی), سنگ نوشته های دره چکاب, سرچشمه روستای انجدان, گنبد شاه قلندر انجدان, آرامگاه پرفسور حسابی, امام زاده حسین تفرش, امام زاده احمد کوهین, مناره مسجد شش ناو, قلعه سالار محتشم, خانه حضرت امام خمینی (ع), امام زاده ابوطالب, سنگ نگاره های تیمره, بازار نراق دلیجان, غارخال نخجیر, پل دو دهک, کاروان سرای دو دهک, قزقلعه ساوه, مسجد جامع ساوه, محراب مسجد انقلاب, کاروان سرای باغ شیخ, امام زاده اسحاق ساوه, پالایشگاه شازند, سراب پنج علی, امام زاده سهل بن علی آستانه, پیست اسکی پاکل, دره شماخلی, ستون های سنگی خورهه, آتشکده آتش کوه, یخچال های طبیعی نیم ور, مجتمع آب درمانی محلات و باغ های گل زیبای محلات.

صنایع و معادن

استان مرکزی از جمله استان هایی است که کارخانجات صنعتی متعددی در آن متمرکز هستند و علاوه بر صنایع کارخانه ای از صنایع با ارزش دستی نیز برخوردار است. فرش ساروق اراک و محلات، قالیچه ساوه، گلیم و جاجیم تفرش، گیوه اراک و محصولات مسی مهم ترین صنایع دستی استان را تشکیل می دهند. اساس اقتصاد استان مرکزی را به ترتیب اهمیت، بخش های خدمات، صنعت و کشاورزی تشکیل می دهند. مهم ترین کارخانه های صنعتی این استان؛ ماشین سازی، آلومینیوم سازی، هلی کوپترسازی، کابل سازی، واگن سازی، کمباین سازی، لاستیک سازی و قند هستند. از دیگر صنایع ماشینی استان می توان کارخانه ماشین سازی پارس (تولید کننده اسکلت های فلزی) کارخانه های سازنده پروفیل و لوله های آبیاری آلومینیومی کارخانه آونگان(سازنده پایه های فلزی انتقال نیرو) کارخانه ادوات کشاورزی اراک، گروه کارخانه های مستقر در شهرستان ساوه را نام برد.

کشاورزی و دام داری

به طور تقریبی در حدود 19 درصد مساحت استان زمین های کشاورزی، 57 درصد زمین های مرتعی و باقی آن را زمین های غیر کشاورزی از قبیل دریاچه ها، کویرها، جاده ها و شهرها تشکیل می دهند. از محصولات مهم کشاورزی استان می توان غله، گندم، جو، حبوبات، پنبه، زعفران، انجیر، انار، سیب، انگور، گردو، بادام، قیسی، آفتاب گردان، چغندر قند، تنباکو، خشکبار، گوجه فرنگی، پیاز، گیاهان دارویی مانند ترنجبین و سایر محصولات سر درختی و باغی را نام برد. از آن جا که میزان برخی از فرآورده های کشاورزی در شهرستان های مختلف این استان بیش از میزان مصرف محلی می باشد، به شهرهای دیگر استان یا به استان های مجاور صادر می شود. از شهرستان اراک گندم، جو، انگور، سبزی، خشکبار، از ساوه انار، طالبی از محلات کاهو و گل، از تفرش بادام و گردو و از خمین لوبیا و گندم به سایر شهرها و استان های کشور و هم چنین به خارج از کشور صادر می شود. در استان مرکزی دام داری بیش تر در میان ایلات و عشایر دیده می شود. در این استان ایلات و عشایر متعددی مانند شاهسون ها، کلبه کویی ها، خراسانی ها، کلهر، خلج، گروهی از کولی ها زندگی می کنند که بیش ترر آن ها اسکان یافته اند و بخشی از آن ها نیز رمه گردانی و ییلاق قشلاق می کنند. جلوه های زیبایی شناختی کوچ و اتراق عشایر یکی از جاذبه های جهانگردی استان به شمار می آید.

وجه تسمیه و پیشینه تاریخی

نام مرکزی به دلیل در مرکزیت قرار گرفتن در میان استان های ایران به این استان داده شده است. با استناد به منابع تاریخی، استان مرکزی در هزاره اول قبل از میلاد جزو ایالات ماد بزرگ بود که تمام قسمت مرکزی و باختری ایران را در بر می گرفته و از کانون قدیم استقرار در فلات ایران به شمار می رفته است. در زمان سلوکیان این منطقه مخصوصا قسمت شمالی آن (دهستان خورهه) مورد توجه حکام یونانی قرار گرفت. وجود آثار باستانی به جای مانده از این دوران در خورهه تایید کننده این نظر است. در زمان خسرو پرویز – پادشاه ساسانی- ایران به چهار بخش باختر(شمال)، خور آبان یا خور آسان (مشرق)، نیم روز (جنوب) و خوربران(مغرب) تقسیم شد که استان مرکزی در بخش خوربران (مغرب) به معنی محل غروب خورشید، قرار داشت. در قرن اول اسلامی این منطقه به «ایالت جبال» یا «قهستان» تغییر نام داد، به طوری که جغرافیا نویسان اسلامی این قرن، از آن به عنوان بخشی از بلاد پهلویان و به نام «کوهستان» یا «قهستان»(جبال) نام برده اند. در قرن دوم هجری این منطقه همراه با همدان، ری و اصفهان به نام «عراق عجم» نامیده شد. در قرن چهارم هـ . ق همدان، رود آور، خورمه (خورهه)، سهرود، ابهر، سمنان، قم، کاشان، روده، پوسته، کره، بره، گربایگان (گلپایگان) شهرهای ایالت جبال بودند. در این دوره ساوه، تفرش، وره، ساروق و گلپایگان مراکز کانون های درجه اول شهری و محلات، خمین، کمیجان، میلاجرد، خنداب، الیثار، سامان، خورهه، نیمور، نراق، دلیجان، جاسب، مامونیه، الویر شهرهای مبادلاتی درجه دوم محسوب می شدند. در چند دهه اخیر، با توسعه راه آهن و احداث کارخانجات مختلف، به مرور چهره منطقه عوض شد و بعد از تقسیمات جدید کشوری و ایجاد استان تهران و مرکزی، این استان به مرکزیت اراک به وجود آمد.

مشخصات جغرافیایی

استان مرکزی به مرکزیت شهر اراک؛ تقریبا در مرکز ایران بین 33 درجه و 30 دقیقه تا 35 درجه و 35 دقیقه ی پهنای شمالی و 48 درجه و 57 دقیقه تا 51 درجه ی درازای خاوری از نصف النهار گرینویچ قرار دارد. این استان از شمال به استان های تهران و قزوین، از باختر به استان همدان، از جنوب به استان های لرستان و اصفهان و از خاور به استان های تهران، قم و اصفهان محدود است. در قسمت های مختلف استان مرکزی آب و هواهای متنوع نیمه بیابانی، معتدل کوهستانی و سرد کوهستانی وجود دارد. شهرستان های آشتیان, اراک, تفرش, خمین, دلیجان, ساوه, سربند ومحلات شهرستان های این استان را تشکیل می دهند. راه های دسترسی به این استان عبارتند از:
- تهران – اراک به درازای 289 کیلومتر
- تهران – ساوه به درازای 144 کیلومتر
- مسیر تهران – خرم آباد که در کیلومتر 289 از اراک عبور می کند
- مسیر قم- نیزار به درازای 52 کیلومتر
- مالمیر، آزاد شهر، سنجان، اراک، راهجرد، تفرش به درازای 243 کیلومتر
- اراک- فرمهین به درازای 48 کیلومتر
- دلیجان – خمین به درازای 77 کیلومتر
خط آهن سراسری از مرکز این استان عبور می کند. فرودگاهی نیز در شهرستان ساوه وجود دارد.

 

      •